۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیالوگ» ثبت شده است

دیالوگ بیست و یکم

- به نظرت من عاشق‌ترم یا تو؟

+ من!

-چطور؟

+ چون من راحت‌تر از تو می‌بخشم.



۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
علی کافه چی

دیالوگ بیستم

- علی این پالتو قشنگه بخرم؟
+ نه! این جیب داره، دستات بدعادت میشن.

۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
علی کافه چی

دیالوگ نوزدهم

+چقدر عاشقمی؟
-اندازه ی تموم آغوش هایی که ازم طلب داری..
+خیلیه :)
-این خوبه یا بد..؟

۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱
علی کافه چی

دیالوگ هجدهم

+ من یه کلمه می گم. تو اولین کلمه ای که به ذهنت می رسه بگو.
- ...
+ دستام.
- پناهگاهم...

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
علی کافه چی

دیالوگ هفدهم

+ حرفت و باور کرده بودما!

- خب واسه اینکه من خیلی طبیعی بازی کردم!

+ نه.. واسه اینکه من خیلی بهت اعتماد دارم...

۱ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۱
علی کافه چی

دیالوگ شانزدهم

+ اصلن مگه تو کی هستی؟ 

- اونی ام که هرکی اسمم و بشنوه یاد تو می افته...

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
علی کافه چی

پس مبارکه!

+ آقا پسرتون چی کاره ن؟

- عاشق دخترتونن...

۲۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی کافه چی

دیالوگ پانزدهم

+ اصلن یادم رفت چی می خواستم بهت بگم!

- کاش "دوستت دارم"  نبوده باشه...

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی کافه چی

دیالوگ چهاردهم

+ میشه بمیرم برات؟

- میشه زنده بمونی برام؟

۸ نظر
علی کافه چی

دیالوگ سیزدهم

+ دارم به عکست نگاه می کنم.
- چطور؟
+ میخوام تصور کنم که موقع رفتن چه شکلی می شی...


ً
+ تقدیمیه: تقدیم به نفر بعدی.
+ اضافه کاری: رفتن ات اصلن شبیه خودت نبود.
+ بیش فعالی: باغ انگور روی لب داری، نکند از غریبه ها بخری...
+ چگونه بمیریم؟ : با خواندن کتاب عقاید یک دلقک هانریش بُل
۶ نظر
علی کافه چی