آدم‌ها در شرایط مختلف رفتارهای مختلف بروز می‌دهند. رفتارهایی مغایر با رفتارهای قبلی خود و گاهی مغایر با عرف جامعه‌. 

مثلن شخصیت اول فیلم پرویز "لوون هفتوان" شخصی آرام، مهربان، دلسوز و در خدمت خانواده است. اما وقتی مورد بی‌توجهی و تمسخر افراد پیرامونش قرار می‌گیرد بی‌مهابا دست به تخریب چهره‌ی قبلی خود و رفتار‌های نابهنجار و حتی قتل می‌زند.

در جمله‌ی قبل کلمه‌ی "بی‌توجهی" را به خاطر بسپارید.

در مثالی دیگر در شعری که "سید مهدی موسوی" سروده‌است می‌خوانیم:

"بعد از تو الکل خورد من را، مست خوابیدم/ بعد از تو با هرکس که بود و هست خوابیدم/ بعد از تو لای زخم‌هایم استخوان کردم/ با هر که می‌شد هرچه می‌شد امتحان کردم"

در اینجا‌ نیز شاعر خودِ قبلی‌اش را در پی ترک شدن، تخریب می‌کند.

در شعر بالا کلمه‌ی "بعد از تو" را به خاطر بسپارید. 

به عنوان آخرین مثال فردی را به شما معرفی می‌کنم که به سبب فراموش شدن از سوی معشوقه‌ی خود و این که معشوقه‌اش دیگر به او فکر نمی‌کند و در مواقع گوناگون مثل گذر از سرپایینی خیابان ولیعصر، چای خوردن در کافه قاف، خواندن شعر‌های پانته‌آ صفایی، سر زدن به دوستش در میدان چارباغ-که محل اولین دیدارشان بود- و گلدان سنگی پارک دانشجو- که محل آخرین دیدارشان بود- به یاد او نمی‌افتد، در یک حرکت کاملا بی‌رحمانه، صبح‌ها دیرتر به محل کارش می‌رود تا مورد سرزنش و بازخواست مافوقش قرار بگیرد.

در جملات بالا واژه‌ی "سرپایینی" و "چارباغ" را به خاطر بسپارید.

شاید واکنش فرد مورد نظر به توضیحات بالا کمی خنده‌دار و نامتقارن به نظر برسد. اما باید توجه داشته باشید که فرد مذکور همواره فردی منظم، دارای عزت نفس، کمی مغرور و خوش‌سابقه بوده‌است‌ و تاخیر او و مورد سرزنش قرار گرفتنش او را از تمامی جهات مورد آزار قرار می‌دهد به طوری که وی از فرط ناراحتی پاکت‌های سیگار کمل مشکی را همیشه زیر پا له می‌کند. درحالی که قبل از این برای پاکت سیگار کمل مشکی احترام زیادی قائل بود.

می‌دانم که شدت این خود تخریبی که در پی فراموش شدن از سوی معشوقه‌ای در گذشته رخ داده، شما را هم شوکه کرده است اما سوالی که مطرح می‌شود -که این سوال می‌تواند پیام نوشته‌ی بالا را هم به صورت مستتر در خود داشته باشد- این است که: 

آیا ما بعد از بی‌توجهی دیگران، بعد از عبور از سرپایینی‌ها و میدان چارباغ و بعد از تو می‌توانیم به راحتی زندگی کنیم؟



+تقدیمیه: تقدیم به از یادرفته‌گان بر باد رفته

+اضافه‌کاری: چگونه می‌شود این درد را تحمل کرد...؟

+خودزنی: می‌دانم که نود درصد شما این متن را تا آخر نمی‌خوانید.

+از دیگران: هلاک شیوه‌ی لطف توام ولی صد حیف/ که التفات تو چون رحمت خدا عام است... (نصیر همدانی)