این موضوع همیشه برام مبهم بوده. این‌که کسانی که موسیقی و ادبیات و در کل هنر رو در بالاترین سطح دنبال می‌کنن می‌تونن به کسانی که اینطور نیستند خرده بگیرن؟

آیا کسی که حافظ و سعدی می‌خونه می‌تونه به کسی که مثلن مریم حیدرزاده می‌خونه نگاه فقیه اندر سفیه بندازه؟ 

یا مثلن کسی که شجریان و بنان گوش می‌ده این حق رو داره به کسی که حمید هیراد رو می‌پسنده از بالا نگاه کنه؟


هیچ‌وقت به جواب درستی برای این پرسش‌ها نرسیدم.

حال و هوای آدم‌ها فراخور سطح سوادشون و محیطی که توش رشد کردن متفاوته. شاید حالی که با شنیدن "چه خوش است بوی عشق از دهن نیازمندان/ دل از انتظار خونین، دهن از امید خندان" همایون شجریان به من دست میده، به یک نفر با شنیدن" تو پیشی منی و بیا" دست بده.

یعنی شاید اون حرف با توجه به سطح فرهنگش بیشتر حرف دلش باشه. بیشتر باهاش خو بگیره و زمزمه‌ش بشه.

ما نمی‌تونیم برای همه یک نسخه‌ی یکسان بپیچیم. قطعا این مسئله کمی سلیقه‌ای هم هست. 

نمی‌دونم سخنرانی دکتر یوسف اباذری بعد از مرگ مرتضی پاشایی رو شنیدین یا نه. اونجا هم ایشون رگ گردن کلفت می‌کنه که بچه‌ی دوازده، سیزده ساله‌ی ما داره موتزارت و باخ گوش می‌کنه اونوقت شما درگیر موسیقی مبتذل این آقا(مرتضی پاشایی) هستین.(نقل به مضمون)

اونجا هم دانشجویی بلند می‌شه و میگه شما نمی‌تونی به سلیقه‌ی افراد توهین کنی.


نمی‌دونم. قطعا یک معیاری برای شناخت سره از ناسره در ادبیات و موسیقی هست. ولی نمی‌شه کسانی رو که طرفدار دسته‌ی دوم هستن سرزنش کرد. 

شاید فقط بشه که موسیقی و شعر درست و خوب رو بهشون معرفی کرد و انتخاب رو به عهده‌ی خودشون گذاشت.