خوش نشسته به چشم من قدمت

گره خورده دمم به بازدمت

به همین عشق می‌دهم قسمت

ابداً اُسکُنی عّلی صّدری


وسط بازوان پیچکی‌ام

شده تعبیر خواب کودکی‌ام

به خدا من دل و زبان یکی‌ام

ناز کن با دلم ولی قدری...


آه! بالا بلندِ پرده نشین!

قد و بالات می‌شود به یقین

خط فرضی آسمان به زمین

مجمع‌الاستعاره‌ها شده‌ای!


در تو مضمون هر غزل پنهان

بر لبت کرده‌ای عسل پنهان؟

در منی از همان ازل پنهان

گرچه یک‌سال برملا شده‌ای...


+تقدیمیه: تقدیم به خانوم‌جان

+اضافه‌کاری: این شعر به دلیل سر درد شدید نیمه‌کاره ماند.

+بیش‌فعالی: پارسال این‌ موقع بعد از این‌ که گل چید و گلاب آورد، گفت: "بله!"