لباس‌ها سرنوشت مختلفی دارند. مثلن شالی را که می‌خواستم برایت بخرم و خودم روی سرت بیندازم و بعد، پیشانی‌ات را ببوسم و برایت بمیرم، الان شاید دستمال کهنه‌ای شده باشد که یک زن میانسال با آن صفحه‌ی اجاق‌گازش را تمیز می‌کند.


+ تقدیمیه: تقدیم به مسئول پاک کردن عرق پیشانی جراحان در اتاق عمل.