نشسته بود لبه ی نرده.  کنارش ایستاده بودم. دستش را گذاشته بود روی شانه ام که تعادلش حفظ شود. نگاه می کرد به شهر. ساکت بود. من هم.
هیچ کدام دلمان نمی آمد این سکوت را بشکنیم. ساعت از نیمه شب گذشته بود و هیچ کس اطراف مان نبود. سوز سرما هم رفته بود توی جان مان. چسبیده تر به هم بودیم. سیگاری آتش زدم. دستم را دور کمرش حلقه کردم. دستش را از روی شانه ام برداشت. این بار من سرم را روی شانه اش گذاشتم. مثل طفل راه گم کرده. چشمانم را بستم.

گفت: "به نظرت الان چند نفر توی این خونه ها عاشق همدیگه ن. چند نفر دارن خیانت می کنن. چند نفر دارن دعوا می کنن. چند نفر دارن می رقصن. چند نفر خوابیده ن، چند نفر دارن عشقبازی می کنن؟"

سرم را از روی شانه اش که برداشتم نگاهم کرد. ایستادم پشت سرش. این بار دستم را از زیر دستانش جلو بردم و دور شکمش حلقه کردم و چانه ام را گذاشتم روی شانه اش.  عطر گردنش پایم را شل کرد. دوست داشتم ببوسمش. اما نمی شد. اجازه نداشتم. گفته بود که بوسه خط قرمزش است. گفته بود بوسه طعم دارد. هویت دارد. مشخصه دارد. منحصر به فرد است. تو می توانی همه را یک جور در آغوش بگیری. دستش را بگیری. با او قدم بزنی. اما نمی توانی همه را یک جور ببوسی. هر کسی هم که تو را می بوسد جای بوسه اش تا ابد می ماند. با هیچ بوسه ی دیگری پاک نمی شود. هست. مادامی که تو هستی. گفته بود بوسه خط قرمزش است. گفته بود اگر نمانی، اگر نمانم، این بوسه ها تن و روح مان را می خورد. جایش می ماند روی اندوه مان. روی لبخند مان. روی راه رفتن و نشستن مان.

گفتم:  " نمی دونم، ولی این رو می دونم که الان هیچ کدومشون نمی دونن دقیقا تو چه وضعیتی هستن، که حال واقعی شون چیه، الان کجان و دارن چی کار می کنن."

گفت: "خودت چی؟ می دونی الان  ما تو چه وضعیتی هستیم؟ "

یکه خوردم. با این که خودم به این سوال فکر کرده بودم. نمی دانستم اسم رابطه مان را چه بگذارم. بود و نبود. می شد و نمی شد. مال هم بودیم و نبودیم. دو آدم جدا بودیم که در همدیگر زندگی می کردیم. بدون آینده ای و گذشته ای. هر چه بود "حال" بود. پیدا نبود دیدار بعدی هم هست یا نه. نه به خودمان مطمئن بودیم و نه به روزگار. ادامه می دادیم تا جایی که پیشامدی رخ ندهد. بودیم و بودن مان کافی بود.

دهانم را تقریبا چسباندم به گوشش که از زیر شال زرشکی اش بیرون آمده بود. گفتم: "گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده..."

دستانم را از دورش برداشتم. نگاهش نکردم. برگشتم به طرف ماشین. استارت زدم. روشن نشد.