وسعت روز مره گی هایم
هر چه هم بیشتر شود در یاد

تو که از یاد من نخواهی رفت
حضرت عشق! خانه ات آباد!

از تو پنهان که نیست بانو جان
تا که چشمت به دیگری افتاد

عادت هر شبم عوض شده است
جای هر گریه می زنم فریاد

صاحب خانه ام کلافه شده
مردک زر پرست پاچه گشاد!

البته مدت کمی هم هست
که شدم از نبودنت معتاد

ذره ذره رکورد خواهم زد
در تمامی عرصه های فساد

خفت گیری گرفته تا دزدی
بچه بازی و جعل هر اسناد

در نگاهم برودت دی ماه
در دلم هُرم و داغی مرداد

گور بابای عاشقی هایم
گور بابای آن همه افراد-

که تو را از من ات جدا کردند
بعد دادند دست یک داماد

مرد دیلاق رنگ و رو رفته
چهره هم که خودِ عمو قناد!

باشد اصلن مبارکت باشد
روزگارت همه به وفق مراد

می روم تا دوباره گریه کنم...


+ تقدیمیه: تقدیم به برادرم که مجبورم می کند به این ادا اطوار ها
+ اضافه کاری: محمد خواست تا برای این عکس چیزی بنویسم، من رفتم حمام و زیر دوش وقتی که داشتم خود را به انحای مختلف می سابیدم در عرض 10 دقیقه این شعر (به معنای واقعی کلمه) را گفتم!
+ نیازمندی ها: به تمام شدن امسال نیازمندیم.
+از دیگران: باز بر دوری صبوری می‌کنم، اما مگیر/ امتحان تازه‌ای از امتحان پس داده‌ای.. (سجاد سامانی)