من کسی هستم که می توانم پیشنهاد یک کار خوب، با حقوق و مزایای عالی را رد کنم تنها به این بهانه که محل کار، دقیقا همان جایی بود که آخرین بار لب هایش را آورده بود بیخ گوشم و گفته بود: " قول بده وقتی من نیستم هم خوب باشی" و رفته بود...


+تقدیمیه: تقدیم به سرکار خانم معصومه ابتکار که اگر به جای ایشان درخت کاشته بودند، تهران حداقل به اندازه ی یک درخت هوای بهتری داشت.
+اضافه کاری: همه از حال آرش صادقی می نویسند. من به چشم ها و دست های نگران گلرخ فکر می کنم.
+از دیگران: بی صدا تر ز سکوتیم ولی گاهِ خروش/ نعره ی ماست که در گوش شما می ماند... ( محمد علی بهمنی )