زندگی هیچ وقت جوری که ما فکر می کنیم پیش نمی رود. ما برنامه می ریزیم، هدف گذاری می کنیم،تلاش می کنیم، زور می زنیم، سگدو می زنیم، خیلی چیز های دیگر می زنیم، اما دقیقا چیزی اتفاق می افتد که قرار نبوده بیافتد. این موضوع را وقتی بیشتر می توانم بسط و توضیح بدهم و در جان تان بنشانم که برایتان تعریف کنم دقیقا همان لحظه ای که با اعتماد به نفس، عینک دودی به چشم زده بودم و سرم را بالا گرفته بودم و با تبختر خاصی راه می رفتم و پیش خودم فکر می کردم از دیدن تیپ و قیافه ام تن همه ی ذکور و اناث سر شده، متوجه شدم در تمام این مدت زیپ شلوارم باز بوده است.


تقدیمیه: تقدیم به رابعه اسکویی.

اضافه کاری: وقتی خسته میشی از بس هر صبح با امید از خونه میای بیرون و هر شب نا امید تر بر میگردی.

نیازمندی ها: به یک خر که در گل نماند نیازمندیم.