به نظرم یکی از بزرگترین تفاوت های ما با نسل قبل در این است که ما دیگر از هیچ چیز شگفت زده نمی شویم. هیچ چیز نمی تواند تعجب ما را برانگیزد! هر روز در مواجهه با انواع و اقسام خبر ها از قتل و غارت و جنگ گرفته تا فلان فساد و اختلاس و دزدی و قرار می گیریم و هیچ کدامشان نمی توانند حتی اندکی ما را متعجب کند.

از این ها گذشته در مقابل مسائل و اخبار سطحی تر و "زرد" تر هم خیلی آرام و معمولی، تنها یکی یکی اخبار را از نظرمان می گذارنیم و صفحه ی مربوطه را می بندیم و به ادامه ی زندگی می پردازیم.
هیچ چیز نمی تواند ما را منقلب کند. روی ما تاثیر بگذارد. خشم مان را برانگیزد. (البته منظورم از جمله های قبل تاثیر گذاری در حدی ست که ما را وادار به واکنش کند.) تنها نگاه می کنیم و سکوت می کنیم و لابلای روز مرگی ها فراموش شان می کنیم.

نمی دانم تا چه حد این نظریه درست باشد. اما اگر یکی از صد ها خبری را که هر روز در فضاهای مجازی برایتان ارسال می شود، برای پدر و مادرتان بخوانید فکر کنم متوجه بشوید که نوع واکنش شان با شما خیلی فرق می کند.

این را از بحث ها و مجادله های توی تاکسی و خیابان و در کل، اجتماع هم می توان فهمید. جایی که معمولا ما جوان تر ها یک هندزفری توی گوش مان می چپانیم و خیلی آرام به راه مان ادامه می دهیم.