در آخرین ایستگاه جبر جغرافیایی
آنجایی که دل ها می میرند
خوابم برده بود
و اصلن نفهمیده بودم
ماهیان قرمز 
وقتی دلشان می گیرد
در خیابان
پرواز می کنند...

+تقدیمیه: تقدیم به کنتور خوان های شرکت آب و فاضلاب.
+اضافه کاری: من به دریا سپرده ات بودم/ در خیابان چه کار می کردی؟
+از دیگران: دلم گرفته شبیه کسی که پیش خودش/ به این نتیجه رسیده کمی زیادی بود (مرتضی عابدپور)
+چگونه بمیریم؟: با شنیدن "گلابتون" از دنگ شو