هر چند همسرم یکی از خواننده های قدیمی اینجا بوده و اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم اصلن پایه و اساس ازدواج مان همین وبلاگ بوده و ما یکی از مصداق های بارز ازدواج های موفق اینترنتی هستیم! اما به این فکر می کنم  کاش آدرس اینجا را نداشت تا بتوانم یک سری حرف ها را راحت تر بزنم!
می دانید؟
 همه ی ما دنیای پنهانی درون مان داریم و افکار و تخیلاتی که دوست نداریم کسی از آن ها بو ببرد. حتی همسرمان!


+تقدیمیه: تقدیم به مسئول رسیدگی به جرایم اینترنتی.
+خود زنی: دوشیزه ی محجوبه ی مستوره به چادر جان! البته می دانم که بعد از خواندن این متن کمی لبخند روی لبت می ماسد و فکر می کنی چیز پنهانی از تو دارم. لذا از همین تریبون استفاده کرده و می گویم: تو نمی تونی برای من یکی/ به غریبگی مردم باشی
+چگونه بمیریم؟ با شنیدن کویر/ محمد رضا معتمدی