زمستونا همیشه عاشقونه ست

اگر که از چشمای من ببینی

باد بشم برم توی چادرت

برف بشی رو صورتم بشینی


زمستونِ پارسال و یادت میاد؟

که اولین "عاشقتم " رو گفتم

گفتی خدا کنه بمونی برام

گفتم ایشالا از چشات نیفتم


اون روزا حتی باورم نمی شد

حُسن ختامِ ماه و سال من شی

دروغ چرا؟ چشمامم آب نمی خورد

بهار نیومده تو مال من شی


یه چیزی رو همین الان بِت بگم 

فکر نکنی که از تو دس می کشم

کاری به کار آدما ندارم 

من توو هوای تو نفس می کشم 


می خوام مثه قصه های قدیمی 

توو عاشقی مثالِ مردم بشم

روزا توی سفیدی گونه هات

شبا توو مشکیِ موهات گم بشم


بیا بشین یه کم کنارم، می خوام 

سر بذارم روی پاهات خانومم

یه ذره لالایی بخون توو گوشم

قربون اون زنگ صدات خانومم


با خنده های ریز بی بهونه ت

غم از ته دلم فراری شده

پرده ها رو بزن کنار ببینی

توو کوچه مون عجب بهاری شده...



تقدیمیه: تقدیم به همسر جان :)