یکی از بدی هاش می دونی چیه؟

خب وقتی که ترکت می کنه داغون میشی، اذیت میشی، خسته میشی، خیلی چیزای دیگه میشی

اما هنوز دوستش داری، حتی اگه بره سراغ یکی دیگه، عشقش رو تو وجودت داری، با عشقش زندگی می کنی، تو ذهنت با شکوهه، ازین که عاشق همچه آدمی بودی به خودت افتخار می کنی

اما اون بدیه اینجاست، اینجاست که انقد اون تو زندگیش گند می زنه، انقد پست و کثیف میشه، انقد لجن میشه که می شاشه تو اون تصویری که تو ازش تو ذهنت داری. برات بیگانه میشه. یعنی دوبار بهت بد می کنه، یه بار با رفتنش، یه بار با گندی که تو تصویرش تو ذهنت می زنه. اون وقت هر کاری می کنی نمی تونی که عشق و عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن  می نگری! 


اون وقت دیگه کسی رو نداری، دیگه واقعا بی کس میشی. تنهای تنها. حتی نمی تونی دیگه تو  تصورت باهاش قدم بزنی، حرف بزنی، نگاهش کنی...