مادرم گفت:

" خدا رو شکر! هنوز مردم اینقدر بی غیرت و بی خیال نشدن. ببین چقدر جمعیت اومده واسه تشییع جنازه ی حاجیا، خدا خیرشون بده"

خواستم بگم:

" مامان! ما ملت موج سواری هستیم، همین مردمی که می بینی اومدن اینجا و به پهنای صورت اشک می ریزن، شب می رن خونه و واسه طرفداری از ژوله تو فضای مجازی همدیگه رو پاره می کنن. همین مردمی که اینجا جلوی تلویزیون مشت هاشون رو گره می کنن، اگه مرلین منسون هم بیاد اینجا و کنسرت بذاره با قیافه های عجیب غریب میان و می رقصن.

کلا مترصد اینن که یه اتفاقی بیافته، یه جریانی پیش بیاد، تا چشم بسته همراهش بشن. حالا می خواد کمپین نخریدن خودروی صفر باشه یا کمپین تحریم حج یا هر چیز دیگه ای. این مردم وقتی با جریانی همراه می شن احساس می کنن که تازه به چشم میان و مهم انگاشته می شن. از درون ارضا می شن و احساس بیهودگی نمی کنن. 
مهم ترین چیزی که خوندن، روزنامه ی ابرار ورزشی بوده اونوقت میان و درباره ی کوروش بزرگ و تمدن چندین هزار ساله ی ایران دادِ سخن سر میدن و رگ غیرت کلفت می کنن که ما خوبیم و عربا عن ان. پیامبر و تمام امامان شیعه رو می بره زیر سوال و همه شون رو آدمای بی سوادی قلمداد می کنه که سر زن و زمین با هم می جنگیدن؛ اونوقت همین آدم کل محرم میزنه تو سر و صورت خودش و  روز عاشورا چنان میره زیر علامت که زارتش قمصور میشه و تا یه هفته کمر درد داره.
کلا ملت پارادوکسیکالی هستیم. از مسئولین گرفته که یه عده توافق هسته ای رو فجر و ظفر میدونن، یه عده خفت و حقارت. تا همین مردم که صبح تا شب فحش می دن به همه، اما وقتی جلوی میکروفون قرار می گیرن میگن: جانم فدای رهبر!
خواستم بگم که هیچی مون به هیچی مون نمیاد و همه مون داریم ادا در میاریم و تازه اونایی هم که ادا در نمیارن تو جهل مرکب خودشون دارن دست و پا میزنن."

همه ی اینا رو خواستم بگم.

ولی فقط گفتم: " آره...خدا خیرشون بده..."

 

+ تقدیمیه : تقدیم به امت همیشه در صحنه
+ اضافه کاری : ادعای روشن فکری و تافته ی جدا بافتگی ندارم.